|
صداي طبل حركت به
گوش رسيد . مردم شهر غمگين بودند زيرا فريدون مدت كوتاهي
در كنارشان بود آنها چشم به دروازه كاخ دوختند ، تا ضحاك را
بيرون آوردند و آنطور كه مستحق بود در بند كشيده شده بود .
لشكر پشت سر هم بي
وقفه از شهر خارج مي شد و ضحاك را با دستاني بسته بر پشت چهار
پايي با خفت از شهر بيرون بردند.
اينقدر راندند تا
به كوه رسيدند . فريدون خواست ضحاك را از بين ببرد كه دوباره
همان ندا و سروش به گوشش رسيد كه با ملايمت به او گفت :
بدون سپاهيان و به تنهايي ، ضحاك را تا كوه دماوند ببرد .
فريدون بسرعت ضحاك
را به كوه دماوند برد و در آنجا به بندش كشيد. جايي تنگ انتخاب
كرد و با ميخ هاي بزرگ و سنگين او را در ميان آن سنگها چهارميخ
كرد

پند
آري خوبي و بدي
هيچكدام در جهان پايدار نخواهد بود و چه خوب است كه خوبي را از
خودمان به يادگار بگذاريم . هيچ گنچي و كاخي براي تو سود نخواهند
داشت و آنچه از تو به يادگار مي ماند نام نيك است و آنرا بي ارزش
ندان . فريدون از جنس آدميان بود و آنچه به او بها داد كارش بود
.
همواره به ياد دار
كه هر جا ضحاك ستمگري باشد ، كاوه دادخواهي هم هست و ستم هرگز
دوامي نمي يابد .

جشن مهرگان
بعد از آشنايي با
قصه ضحاك شايد بد نباشد بدانيد كه برخي معتقدند ميان جشن مهرگان
و پيروزي بر ضحاك ارتباطي وجود دارد ..
در روز شمار کهن ايران، هر يک از سي روز ماه را نامي است که نام
دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. پيشينيان در هر ماه که نام
روز و نام ماه يکي بود، آن را جشن مي گرفتند. افزون بر يکي بودن
نام - روز مهر از ماه مهر - مناسبت هاي ديگري را نيز براي
برگزاري اين جشن بر مي شمردند، که معروفترين آن قيام کاوه آهنگر
و پيروزي بر ضحاک و پادشاهي نشستن فريدون است
ابوريحان بيروني در التفهيم مي نويسد :
مهرگاه، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرين روز،
افريدون ظفر يافت بر بيورسب جادو، انک معروف است به ضحاک، و به
کوه دماوند بازداشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر
کردار آنچ از پس نوروز بود....
ایرانیان باستان درباره مهرگان به سه فلسفه معتقد بودند. نخست
آنکه در این روز خداوند به کالبد «مشی » و « مشیانه» (نخستین
آفریدگان خداوند ) روان دمیده است. دوم اینکه مردمی که از ستم
ضحاک مار دوش به ستوه آمده بودند در این روز به رهبری کاوه آهنگر
بر او شوریده و او را در کوه دماوند در بند کردند. فلسفه سوم آن
است که اردشیر بابکان در این روز فرخنده دیهیم خورشید نشان را بر
سر نهاده است.
مي توانيد به
مراجع زير مراجعه كنيد
http://www.farhangsara.com
http://sadegh56.blogfa.com
http://www.cs.uwaterloo.ca
http://weblog.zendehrood.com
http://www.yataahoo.com

معرفي كتاب
براي جمع آوري اين
قصه از منابع زير استفاده شده است
1- شاهنامه فردوسي
جلد اول ، شركت سهامي كتابهاي جيبي ، چاپ چهارم 1369
اين كتاب به زبان
شعر مي باشد
2- ضحاك ماردوش ،
نشر پيكان ، سال1381 ، گزارشي از سعيدي سيرجاني
اين كتاب جامع
مناسب براي نوجوان و جوانان مي باشد كه همراه با بيان شعر به
توضيحاتي كاملي پرداخته است و لغات سخت معنا شده است و همراه با
تفسير فهم داستان را آسان مي كند
3- ضحاك و كاوه ي
آهنگر ، نشر مهاجر ، سال 1383 ، محمود مشرف آزاد تهراني
اين كتاب مناسب
براي نوجوانان بوده و سعي شده قصه با معناي دقيق شعر شاهنامه
هماهنگ باشد
4- ضحاك ، نشر
طاهر ، سال 1383 ، باز آفريني توسط خانم طباطبائي
اين كتاب ويژه
كودكان رده سني ب و ج سعي كرده به سادگي اين قصه را براي كودكان
بيان كند
قصه موجود در اين
سايت با سعي و تلاش خاله پروانه براي ايجاد درك صحيح از قصه
شاهنامه براي نوجوانان آماده گشته و سعي شده كه اكثر قسمتها از
شعر بصورت متن آماده خواندن شود . از آنجا كه هر كار بشر ممكن
است با خطا همراه باشد لطفا به اصل شعر مراجعه كنيد
|