|
او از گوشت
جانوران خوراك تهيه مي كرد تا مريدش را با لذت كشتن و خوردن آشنا
كند و مقدمات كارهاي بعدش را فراهم آورد
روز اول با زرده
تخم مرغ غذايي درست كرد و روز دوم با گوشت كبك غذايي آماده
كرد و روز سوم با مرغ و بره سفره را بياراست . روز چهارم از گوشت
گوساله خورشتي فراهم كرد و به آن زعفران و گلاب زد .
ضحاك كه از خوردن
اين غذاها لذت مي برد . از اين همه هنرمندي آشپز به وجد آمد و به
او گفت : بگو تا چه آرزويي داري تا آن را بر آورده سازم .
خورشگر (آشپز) گفت
: اي پادشاه اميدوارم كه هميشه شاد زندگي كني و همه چيز زير
فرمان تو باشد . دل من از مهر تو آكنده است و من تنها يك خواهش
از پادشاه دارم هر چند مي دانم كه در اين جايگاه لايق چنين
پاداشي نيستم . و آن اين است كه اجازه دهي تا كتفت را ببوسم .
ضحاك وقتي تقاضاي
او را شنيد بدون آنكه بر نيت او آگاه باشد به او اجازه اينكار را
داد .
و هنگامي كه آن
ديو بر كتفهاي ضحاك بوسه زد ، ناپديد شد و كسي در جهان اين اتفاق
عجيب را نديده بود كه از محلهاي آن بوسه دو مار سياه از كتف ضحاك
سر بر مي زند .
ضحاك مي ترسد و
دستور بريدن آن دو مار را مي دهد ولي بي درنگ دوباره مارها از
همان محل روئيدند .

پزشك شدن ابليس
پزشكان ماهر همه
گرد هم آمدند و هر كدام راه حلي را پيشنهاد كردند ولي هيچكدام
موثر نبود . آنگاه ابليس ظاهر جديدي به خود گرفت و در لباس پزشكي
به نزد ضحاك رفت و گفت : راه درمان
بريدن آنها نيست
بلكه بايد آنها را آرام كرد تا گزندي به تو نرسانند . بايد
براي آنها از مغز آدميان خورشتي فراهم كني تا شايد با اين
روش آنها سرانجام از بين بروند .
و هدف شيطان از
اين كار چه بود ؟ بله اهريمن مي خواست آدميان را كه دشمنان
او بودند از بين ببرد و نسل آدميان را براندازد

سرنگوني حكومت جمشيد
ادعاي خدائي جمشيد
، خاطر مردم را آزرده كرده بود قدرت مركزي سست شد فرمانروايان
سرزمينهاي مختلف سر به شورش مي زنند و در جستجوي شاهي جديد به
ضحاك رو مي آورند .
ضحاك خوشحال از
اين پيشنهاد، لشكري را فراهم آورد و سوي تخت جمشيد حمله كرد .
جمشيد بخت برگشته هم كه كينه مردم را مي بيند بدون هيچ
مقاومتي تخت و تاجش را ترك مي كند و صد سال دور از چشم ديگران
زندگي كرد تا اينكه ماموران ضحاك او را در نزديكي درياي چين اسير
مي كنند و بدون آنكه درنگي كنند به فرمان ضحاك بدن او را با اره
به دو نيمه مي كنند .و بدين ترتيب دوره هفتصدساله جمشيد بسر مي
آيد .
|