|
بعد
از اينكه چن ما پس از
صد سال عمر فوت كرد شكارچيان متوجه
شدند كه فوچي شبها اطراف مقبره او
نگهباني مي دهد. آنها كاري با او
نداشتند زيرا كه هيچ وقت به انسانها
وحيوانات اهلي حمله نكرده
بود . همه چيز بدين طريق سالهاي
سال گذشت و روزي ديگر خبري از ببر نشد.
براي
تحسين پسر ببر ، شكارچيان سنگ كوچكي را به عنوان
بناي ياد بود در سر قبر چن
ما بنا كردند كه
درروي آن سنگ داستان فوچي
حك شده بود .
بعد
از آن فوچي در آن بخش از استان شانكسي
به صورت يك افسانه خانگي درآمد.
|