خانه  
        

قصه نوجوان ـ‌  پسر ببر  ـ صفحه دوم 

زنان دهكده هاي مجاور معمولا كارهاي خياطي خود را براي خانم چن ما مي آوردند . او در كارهاي دوزندگي بسيار ماهر بود . آنها در قبال كار خياطي به او مواد غذايي و كيسه غلات مي دادند .

در ابتدا كه بچه ببر كوچك بود آنها احساس خطر نمي كردند اما وقتي كه بهار آمد بچه ببر به اندازه يك گوساله شده بود و دندانها و پوزه اش بزرگ شده بودند و زنان دهكده به همسران شكارچي خود گفتند كه ببر جوان را گرفته و بكشند .

چن ما اسلحه شكاري پسرش را برداشت و تهديد كرد ، هر كسي را كه بخواهد به حيوان مورد علاقه اش را  اذيت و آزار برساند خواهد كشت .

 

پيرزن گفت : من شوهر و پسر خود را از دست داده ام ، اين ببر تنها همدمي است كه من آلان دارم ، من به مركز شكارباني رفته و از آنها خواهم خواست كه به من اجازه دهند كه اين ببر را به عنوان پسرخود بزرگ كنم .

شكارچيان  اين چنين فكر كردند كه پيرزن ديوانه شده است اما از آنجايي كه او را مصمم و قاطع ديدند جرات كشتن ببر را بدون مجوز شكارباني پيدا نكردند . بطوري كه آنها چن ما و ببر او را در تمام مسير به سمت دادگاه تعقيب كردند .

دادگاه گفت : مادر عزيز ، درخواست شما خيلي غيرعادي است آيا شما نمي ترسيد از اينكه روزي اين ببر به خصلت وحشي خود برگشته و به شما حمله كند ؟

پيرزن با چشمان اشك آلود پاسخ داد : آقاي محترم ، از چه چيزي بايد بترسم ؟ من مدت زيادي عمر كرده ام ، تنها نگراني من اين است كه الان تنها مانده ام ، لطفا به من اجازه بدهيد كه اين ببر جوان را بزرگ كنم زيرا او اكنون مثل يك پسر براي من است .

دادگاه جرات رد كردن درخواست اين پيرزن سال خورده را نداشت . بنابراين از منشي دادگاه خواسته شد كه مدرك مجوز بزرگ كردن ببر را براي او تهيه كنند .

 

به منظور محافظت ببر از تير و كمان شكارچيان ،  دادگاه دستور داد كه يك قلاده مسي بزرگ تهيه كرده و دور گردن حيوان قرار دهند . روي قلاده كلمه " فوچي ""Fu Chee" حك شد ، كه معني آن پسر ببر است .

خانم چن ما براي نشان دادن احترام خود  ، در برابر دادگاه زانو زد و سه بار پيشاني خود را بر روي زمين گذاشت سپس او به همراه ببر به خانه خود در جنگل برگشت .

 

 تازمستان سال بعد فوچي به حداكثر اندازه خود رشد كرده بود . وقتي او حالت بازي به خود مي گرفت قلب خانم چن ما ازترس نزديك سكته كردن مي افتاد . بر خلاف ميلش ، او به فوچي اجازه داد كه براي خودش خانه اي در غاري كه همان نزديكي ها بود بسازد

 

صفحه 1 _ 2 _

 

 

كتابخانه نوجوان

     طراحي صفحات توسط سايت كودكان دات او آر جي  ، هر نوع كپي برداري پيگرد قانوني دارد